خرید بک لینک

هزار جهـد بکـردم، که سـر عشــhearts;ــق بپوشم

نبــود بـر ســر آتـــش ميســــرم؛ که مجوشم

به هوش بودم از اول، که دل به کس نسپارم

شمايل تــhearts;ــو بديدم،نه عقل ماندو نه هوشم

دلم از درد دنيا ...تنـگ تنـگ است

چرا درها به رويم...سنـگ سنـگ است

در ایـن دنيـا نديـدم...روز خوبـے

چقدر رفتن از اين دنيا...قشنگ است


دلتنـگے نـه حـرف حالےاش مي شـود نـه نــگاه ...

نـه گفتـنِ مـدامِ دوستتـــ دارم

دلتنـگے يـک سکــوت مي خـواهـد و يـک آغـوش

کـه بـوےِ عطــرِ تـــhearts;ــو را تنـها داشته باشـد

کـه بدانـے دور کـه شـد هنـوز هـم ...آغشتــہ باشد

از بـوےِ تـــhearts;ـــو ...دلتنگـے ...امنيّـت مي خواهـد

يک قلــب کوچــک دارمکه درونــش يک عالمه

عشــhearts;ــق است,همين قلب کوچک يک عالمه

دوستــhearts;ــت دارد ...يک قلـب دارمکه درونـش

تنهاتــhearts;ــويي و جــز تــhearts;ــو هيچ کـس ديگر در

آنجايي ندارد...اگر اينــک اين قلب مي تپــد

به عشــhearts;ــق بــودن تــhearts;ــوست,بــي تــhearts;ــو...

بي تــhearts;ــو قلبي نيست در سينه ام براي تپيدن

و جايي نيست دراين دنيا براي نفس کشيدن

بي تــhearts;ــو قلبم ديگر به هيچ دردي نمي خورد

عاشقتمعاشقتم

دلارام

برچسب: نویسنده: پویان فدایی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 5:50

صفحه بندی